شریعت، طریقت و واقعیت
چنان که تا قبل از اینً اشاره شد، درباره این کلمه و واژه ها و ترتیب خاص آنها تشریفات مشهد که در تصوف و عرفان یک اصل مسلم تلقی میگردد و از حیث اکثری از پژوهشگران اسلام خیر عامل عقلی دارااست و خیر نقلی،(19) اختلاف میباشد.
آنچه برای ما حایز التفات میباشد، در مرحله نخستین ذکر هدف از این اصطلاحات در نگرش بزرگان عرفان میباشد ودر مرحله بعد از آن، جواب بهاین سوال که تایید آن با بقیه معتقدات اسلامی منافات دارااست یا این که خیر؟ وآیا بین نظرها فقیهان عظام واین اطمینان عارفان، نقطه جمعی وجود دارااست یا این که نه؟ بیشتر عارفان و صوفیان در منزلت ریشه یابی این اصطلاحات، به روایتی که از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نقل گردیده است، استناد می نمایند.
آن حضرت فرمود:
«شریعت، گفتار اینجانب و طریقت، خلق اینجانب و واقعیت حال و روز اینجانب میباشد ... .»(20)
این ماجرا در «کتاب ها اربعه» شیعه نیامده میباشد، بلکه آغاز در غوالی اللئالی آن هم به طور مرسل (حذف ورقه ها) نقل شد ودیگران هم مانند صاحب و مالک مستدرک الوسائل(21) و سید حیدر آملی(22) و مولی عبدالصمد(23) از به عبارتی جا نقل کرده اند.
بیان کننده یک کدام از علل مخالفت «مردم فقیهان با این یقین صوفیه»(24) همین باشد که حدیث از حیث فقاهتی قابل استناد وجود ندارد و نمی اقتدار یک اصل کلی و طلبه از این قبیل را، با استناد به اینگونه روایتی به طور قطعی و مسلّم به اسلام و نبی خداوند صلی الله علیه و آله وسلم نسبت بخشید.
ولی نقل این حدیث شریف در بعضا از نوشته های اخلاقی و عرفانی از باب «تسامح در برهان سُنَن» میباشد؛ به دلیل آنکه علمای اسلام در روایات اخلاقی، به جهت مطابقت و همخوانی محتوای آنها با فطرت بشری، مشقت بار گیری نمیکنند و دراین حدیث هم، نکته های ارزنده اخلاقی که بسیار آموزنده میباشد، به چشم میخورد.
توضیح این کلمه ها با اقتباس از سخنها عارف واصل، سید حیدر آملی این میباشد:
شریعت، طریقت و واقعیت، سه مرحله از یک حقیقت اند و آن حقیقت شرع مقدس میباشد. مانند بادام که قالب، و مغز و مغز مغزی داراست و به همگی این ها «بادام» اطلاق می گردد. شریعت عبارت میباشد از تصدیق فرستاده اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در دسته آنچه از جانب خدا آورده و کار بر اساس مقررات و حدودی که در شرع مقدس گفته شده میباشد.
به عبارت دیگر، تعبد و تسلیم در قبال انبیای الهی و اوصیای آنها در تک تک مسایل اعتقادی، اخلاقی و عملی که از روش کتاب و سنت برای آدم ها توضیح داده گردیده، «شریعت» میباشد.
«طریقت» عبارت میباشد از دست یابی به محتوا و شرایط خاصی که از آن کار انتظار می رود؛ یعنی سالک با سود گیری از داخل و جان دستورهای فقاهتی، به روح خویش والا میبخشد، در منازل و مقامات معنوی سیر کرده و با اجرا درست آن از نگاه ظواهر و اخلاص و حضور قلبی حضرت حق به منزلت رفیع «فناء فی اللّه» و «بقاء بِاللّه» افزایش پیدا می نماید.
درین مرحله میباشد که سالک خیر خویش را می بیند و خیر عبادت و بندگی اش را، از فقیه کثرت ها پا را بالاتر نهاده، واقعیت واحده حکم کننده بر آحاد هستی را مشاهده می نماید و در دنیا هستی غیر صفات و اسمای الهی و مظاهر وجودی وی چیزی نمی بیند؛ حتی خویش و فعل خویش را درک نمی نماید. دراینحالت میباشد که مضمون «لا اله الاّ هو تمامّ شی ءٍ هالکٌ الا وَجْهه»(25) را به نیکی می شناسد وسِرِّ «وللّه المشرق و المغرب؛ اینما تولوا فَثَمَّ وجه اللّه»(26) را مییابد و آنچه در آیه شریفه «مجموعّ اینجانب علیها فان و یبقی وجه ربّک ذوالجلال و الاکرام»(27) پنهان میباشد را درک می نماید.
از جمله: در نماز آنچه از مقدمات، حالت، واجبات و موادسازنده در رساله های عملیه آمده که مرتبط با عوام مردم میباشد و اجرا آن نیازمند رفع تکلیف و رخنه عمدی آن موجب فسق و چه بسا تحت عنوان بی دینی تلقی میشود، شریعت نامیده گردیده است.
در پس این ظاهر، باطنی در عمل میباشد که ذکر چگونگی و یه خردهّت آن از ذمه رساله های عملیه ساخته وجود ندارد. واحد سنجش اخلاص، حضور قلب، حالا و هوای عبادت و بندگی به نحوی که حلاوت و لذت آن را حس نماید و جمعاًً مسایلی که فرد را به معبود مجاورت می نماید و به روح وی عروج میبخشد، طریقت نامیده میگردد.
گاهی تعدادی نفر در یک صف، نماز میخوانند که تمامی از حیث رعایت حالت ظاهری در یک سطح قرار دارا هستند، اما مسافت بها نماز آنها در نزد پروردگار از زمین تا عرش میباشد.(28)
البته «واقعیت» نماز این میباشد که نمازگزار در معنای حقیقی کلمه و واژه قطع از غیر برای وی نتایج خواهد شد. از امام باقر علیه السلام درباره نماز علی بن الحسین علیه السلام رسیده میباشد که در هنگام نماز رنگش متغیّر میشد، زیرا به نماز می ایستاد مانند ساقه درخت هیچ حرکتی نداشت، جز آنچه باد جامه های اورا جنبش می بخشید.(29)
طبق داستان دیگری، زمانی که از امام راستگو علیه السلام انگیزه بیهوشی در تاثیر تکرار ذکری را پرسیدند، فرمود: آن قدر آن را تکرار کردم که از گوینده اش آن را می شنیدم و جسمم اقتدار دیدار آن اقتدار را نداشت.(30)
«واقعیت» در اصطلاح عارفان فرآیند پایانی سیر یک عارف میباشد که موقعیت شهود به وی دست میدهد، از خویش «محو» و فانی در معبود می گردد، و مناسبت ترین شرایط برای استخراج این موقعیت، نماز میباشد.(31)
به دیگر عبارت، از این سه مرحله خواهیم توانست تحت عنوان آغاز، میانه و غایت اسم ببریم و یا این که ظواهر، داخل و داخل درون، ومی توانیم به اسلام، ایمان و ایقان حافظه کنیم و یا این که به دانش الیقین، عین الیقین و حق الیقین وتعبیرهایی از این قبیل که در هرمورد از این تشبیهات بُعد خاصی آیتم اعتنا قرار گرفته میباشد.
فلسفه پافشاری بر این سه مرحله، خلال واقعیتی که در شرع مقدس وجود داراست که در پَس ظواهر آن، داخل عمیق بلکه داخل هایی در شغل میباشد، استعدادها و توانگری های گوناگون و متعدد آدم هاست؛ بهاین مضمون که آئین مبین اسلام بلکه همگی ادیان آسمانی برای قشر خاصی از جامعه بشری نیامده میباشد، بلکه منش سعادتی برای مردم آدم هاست، در فیض بایستی غذا متناسب با مزاج های متفاوت را در دست داشته باشد تا هر انسانی به فراخور شایستگی و بضاعت و توان خویش یا این که به معیار شغل و تلاشی که جاری ساختن میدهد از این سفره کَرَم الهی منتفع خواهد شد.
طبیعتا در رده شغل، بیشتر عموم در به عبارتی مرحله ظواهر متوقف میگردند و با ایفا واجبات و شکاف محرمات، از خویش رفع تکلیف کرده و تحت عنوان یک مسلمان از عذاب الهی محفوظ میمانند و از فردوس وی سود میبرند.
گردآوری دیگری از این مرحله پا را بالاتر نهاده، با سود گیری از محتوا و داخل مظاهر فقاهتی به طی منازل و مقامات معنوی پرداخته و از لطف ها خاص الهی درین باب برخوردار می گردند. ولی واحد سنجش منفعت گیری آنها از این اقیانوس بی کران به مقدار اخلاص، حضور قلب و تداوم بیان اللّه واستمداد هر چه بیشتر از توفیقات و عنایات الهی، بستگی داراست.
و آخر و عاقبت جمع یه خرده درین مسابقه پهناور و عزیز معنوی از دیگر افراد پیشی گرفته به توفیق هایی در جهت قرب الهی، نایل میشوند که سایر افراد خیر صرفا بدان دسترسی ندارند، که از تصور آن نیز عاجزند و بایستی اعلامکرد: «طوبی لهم و حُسْنُ مَآب».
بیانات و سعی ناشایست درباره این اصطلاحات
تایید این سه مرحله به نحوی که توضیح داده شد، چیزی وجود ندارد که مخالف داشته باشد؛ چون هر فقید و دانا اسلام شناس به نیکی میداند که حقایق شرع مقدس در ظاهر آن خلاصه نمیشود، بلکه از درون و عُمقی شامل است که هیچ یک از آدم های غیرمعصوم، رویکرد به غایت آن نمی مارک، امّا برای همگی اشخاص به مراد غَوْر در ژرفای آن حقایق و کسب به اسرار بیشتر وقدم نهادن به روند معنوی بهتر خیس، روش گشوده میباشد.
شریعت، طریقت و واقعیت
چنان که تا قبل از اینً اشاره شد، درباره این کلمه و واژه ها و ترتیب خاص آنها تشریفات مشهد که در تصوف و عرفان یک اصل مسلم تلقی میگردد و از حیث اکثری از پژوهشگران اسلام خیر عامل عقلی دارااست و خیر نقلی،(19) اختلاف میباشد.
آنچه برای ما حایز التفات میباشد، در مرحله نخستین ذکر هدف از این اصطلاحات در نگرش بزرگان عرفان میباشد ودر مرحله بعد از آن، جواب بهاین سوال که تایید آن با بقیه معتقدات اسلامی منافات دارااست یا این که خیر؟ وآیا بین نظرها فقیهان عظام واین اطمینان عارفان، نقطه جمعی وجود دارااست یا این که نه؟ بیشتر عارفان و صوفیان در منزلت ریشه یابی این اصطلاحات، به روایتی که از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نقل گردیده است، استناد می نمایند.
آن حضرت فرمود:
«شریعت، گفتار اینجانب و طریقت، خلق اینجانب و واقعیت حال و روز اینجانب میباشد ... .»(20)
این ماجرا در «کتاب ها اربعه» شیعه نیامده میباشد، بلکه آغاز در غوالی اللئالی آن هم به طور مرسل (حذف ورقه ها) نقل شد ودیگران هم مانند صاحب و مالک مستدرک الوسائل(21) و سید حیدر آملی(22) و مولی عبدالصمد(23) از به عبارتی جا نقل کرده اند.
بیان کننده یک کدام از علل مخالفت «مردم فقیهان با این یقین صوفیه»(24) همین باشد که حدیث از حیث فقاهتی قابل استناد وجود ندارد و نمی اقتدار یک اصل کلی و طلبه از این قبیل را، با استناد به اینگونه روایتی به طور قطعی و مسلّم به اسلام و نبی خداوند صلی الله علیه و آله وسلم نسبت بخشید.
ولی نقل این حدیث شریف در بعضا از نوشته های اخلاقی و عرفانی از باب «تسامح در برهان سُنَن» میباشد؛ به دلیل آنکه علمای اسلام در روایات اخلاقی، به جهت مطابقت و همخوانی محتوای آنها با فطرت بشری، مشقت بار گیری نمیکنند و دراین حدیث هم، نکته های ارزنده اخلاقی که بسیار آموزنده میباشد، به چشم میخورد.
توضیح این کلمه ها با اقتباس از سخنها عارف واصل، سید حیدر آملی این میباشد:
شریعت، طریقت و واقعیت، سه مرحله از یک حقیقت اند و آن حقیقت شرع مقدس میباشد. مانند بادام که قالب، و مغز و مغز مغزی داراست و به همگی این ها «بادام» اطلاق می گردد. شریعت عبارت میباشد از تصدیق فرستاده اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در دسته آنچه از جانب خدا آورده و کار بر اساس مقررات و حدودی که در شرع مقدس گفته شده میباشد.
به عبارت دیگر، تعبد و تسلیم در قبال انبیای الهی و اوصیای آنها در تک تک مسایل اعتقادی، اخلاقی و عملی که از روش کتاب و سنت برای آدم ها توضیح داده گردیده، «شریعت» میباشد.
«طریقت» عبارت میباشد از دست یابی به محتوا و شرایط خاصی که از آن کار انتظار می رود؛ یعنی سالک با سود گیری از داخل و جان دستورهای فقاهتی، به روح خویش والا میبخشد، در منازل و مقامات معنوی سیر کرده و با اجرا درست آن از نگاه ظواهر و اخلاص و حضور قلبی حضرت حق به منزلت رفیع «فناء فی اللّه» و «بقاء بِاللّه» افزایش پیدا می نماید.
درین مرحله میباشد که سالک خیر خویش را می بیند و خیر عبادت و بندگی اش را، از فقیه کثرت ها پا را بالاتر نهاده، واقعیت واحده حکم کننده بر آحاد هستی را مشاهده می نماید و در دنیا هستی غیر صفات و اسمای الهی و مظاهر وجودی وی چیزی نمی بیند؛ حتی خویش و فعل خویش را درک نمی نماید. دراینحالت میباشد که مضمون «لا اله الاّ هو تمامّ شی ءٍ هالکٌ الا وَجْهه»(25) را به نیکی می شناسد وسِرِّ «وللّه المشرق و المغرب؛ اینما تولوا فَثَمَّ وجه اللّه»(26) را مییابد و آنچه در آیه شریفه «مجموعّ اینجانب علیها فان و یبقی وجه ربّک ذوالجلال و الاکرام»(27) پنهان میباشد را درک می نماید.
از جمله: در نماز آنچه از مقدمات، حالت، واجبات و موادسازنده در رساله های عملیه آمده که مرتبط با عوام مردم میباشد و اجرا آن نیازمند رفع تکلیف و رخنه عمدی آن موجب فسق و چه بسا تحت عنوان بی دینی تلقی میشود، شریعت نامیده گردیده است.
در پس این ظاهر، باطنی در عمل میباشد که ذکر چگونگی و یه خردهّت آن از ذمه رساله های عملیه ساخته وجود ندارد. واحد سنجش اخلاص، حضور قلب، حالا و هوای عبادت و بندگی به نحوی که حلاوت و لذت آن را حس نماید و جمعاًً مسایلی که فرد را به معبود مجاورت می نماید و به روح وی عروج میبخشد، طریقت نامیده میگردد.
گاهی تعدادی نفر در یک صف، نماز میخوانند که تمامی از حیث رعایت حالت ظاهری در یک سطح قرار دارا هستند، اما مسافت بها نماز آنها در نزد پروردگار از زمین تا عرش میباشد.(28)
البته «واقعیت» نماز این میباشد که نمازگزار در معنای حقیقی کلمه و واژه قطع از غیر برای وی نتایج خواهد شد. از امام باقر علیه السلام درباره نماز علی بن الحسین علیه السلام رسیده میباشد که در هنگام نماز رنگش متغیّر میشد، زیرا به نماز می ایستاد مانند ساقه درخت هیچ حرکتی نداشت، جز آنچه باد جامه های اورا جنبش می بخشید.(29)
طبق داستان دیگری، زمانی که از امام راستگو علیه السلام انگیزه بیهوشی در تاثیر تکرار ذکری را پرسیدند، فرمود: آن قدر آن را تکرار کردم که از گوینده اش آن را می شنیدم و جسمم اقتدار دیدار آن اقتدار را نداشت.(30)
«واقعیت» در اصطلاح عارفان فرآیند پایانی سیر یک عارف میباشد که موقعیت شهود به وی دست میدهد، از خویش «محو» و فانی در معبود می گردد، و مناسبت ترین شرایط برای استخراج این موقعیت، نماز میباشد.(31)
به دیگر عبارت، از این سه مرحله خواهیم توانست تحت عنوان آغاز، میانه و غایت اسم ببریم و یا این که ظواهر، داخل و داخل درون، ومی توانیم به اسلام، ایمان و ایقان حافظه کنیم و یا این که به دانش الیقین، عین الیقین و حق الیقین وتعبیرهایی از این قبیل که در هرمورد از این تشبیهات بُعد خاصی آیتم اعتنا قرار گرفته میباشد.
فلسفه پافشاری بر این سه مرحله، خلال واقعیتی که در شرع مقدس وجود داراست که در پَس ظواهر آن، داخل عمیق بلکه داخل هایی در شغل میباشد، استعدادها و توانگری های گوناگون و متعدد آدم هاست؛ بهاین مضمون که آئین مبین اسلام بلکه همگی ادیان آسمانی برای قشر خاصی از جامعه بشری نیامده میباشد، بلکه منش سعادتی برای مردم آدم هاست، در فیض بایستی غذا متناسب با مزاج های متفاوت را در دست داشته باشد تا هر انسانی به فراخور شایستگی و بضاعت و توان خویش یا این که به معیار شغل و تلاشی که جاری ساختن میدهد از این سفره کَرَم الهی منتفع خواهد شد.
طبیعتا در رده شغل، بیشتر عموم در به عبارتی مرحله ظواهر متوقف میگردند و با ایفا واجبات و شکاف محرمات، از خویش رفع تکلیف کرده و تحت عنوان یک مسلمان از عذاب الهی محفوظ میمانند و از فردوس وی سود میبرند.
گردآوری دیگری از این مرحله پا را بالاتر نهاده، با سود گیری از محتوا و داخل مظاهر فقاهتی به طی منازل و مقامات معنوی پرداخته و از لطف ها خاص الهی درین باب برخوردار می گردند. ولی واحد سنجش منفعت گیری آنها از این اقیانوس بی کران به مقدار اخلاص، حضور قلب و تداوم بیان اللّه واستمداد هر چه بیشتر از توفیقات و عنایات الهی، بستگی داراست.
و آخر و عاقبت جمع یه خرده درین مسابقه پهناور و عزیز معنوی از دیگر افراد پیشی گرفته به توفیق هایی در جهت قرب الهی، نایل میشوند که سایر افراد خیر صرفا بدان دسترسی ندارند، که از تصور آن نیز عاجزند و بایستی اعلامکرد: «طوبی لهم و حُسْنُ مَآب».
بیانات و سعی ناشایست درباره این اصطلاحات
تایید این سه مرحله به نحوی که توضیح داده شد، چیزی وجود ندارد که مخالف داشته باشد؛ چون هر فقید و دانا اسلام شناس به نیکی میداند که حقایق شرع مقدس در ظاهر آن خلاصه نمیشود، بلکه از درون و عُمقی شامل است که هیچ یک از آدم های غیرمعصوم، رویکرد به غایت آن نمی مارک، امّا برای همگی اشخاص به مراد غَوْر در ژرفای آن حقایق و کسب به اسرار بیشتر وقدم نهادن به روند معنوی بهتر خیس، روش گشوده میباشد.

انتخاب تالار و باغ مناسب برای مراسم در مشهد – نکات و معیارهای حرفهای